پنج سفارش حضرت جواد ع
پنج
سفارش حضرت جوادع
مقدمات
:
1- نصیحت یک رزق معنوی ست که نصیب ادم میشود . بعضی ها سال تا سال کسی نصیحتشان نمی کند و کسی جلوی راهشان قرار نمی گیرد تا عیوبشان را به آنها متذکر شود .
2- نصیحت شنیدن و قبول کردن مهارت می خواهد
- نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
- نصیحت گوش کن کاین در بسی به از آن گوهر که در گنجینه داری
- نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
- وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِن کَانَ کَبُرَ عَلَیْکُم مَّقَامِی وَتَذْکِیرِی بِآیَاتِ اللّهِ فَعَلَی اللّهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَکُمْ وَشُرَکَاءکُمْ ثُمَّ لاَ یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَیَّ وَلاَ تُنظِرُونِ / و داستان نوح را برای آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر موقعیّت من و هشدار دادنم به وسیله نشانه های خدا بر شما گران است (و قصد کشتنم را دارید باکی ندارم) زیرا بر خدا توکّل کرده ام، پس شما با شریکانتان کار خود را جمع و جور کنید تا کارتان بر شما مبهَم نباشد آنگاه (هر آسیبی می خواهید) به من برسانید و مهلتم ندهید.
3- نباید نصایح را فقط در نصایح لسانی خلاصه کرد .
4- گاهی یک نصیحت جلوی بسیاری از کج روی ها و حتی سقوط ها را می گیرد
· مردی به محضر امام جواد (علیه السلام) شرفیاب شد در حالیکه خیلی شاد و سرحال بود، امام علت شادمانی را از او پرسید. عرض کرد ای پسر رسول خدا از پدرت شنیدم که می فرمود: شایسته ترین روزی که انسان باید شادمان باشد روزی است که او را صدقات و نیکی به نفع برادران دینی از جانب پروردگار نصیب شده باشد. امروز ده نفر از برادران دینی ام بر من وارد شدند همه بی بضاعت و گرفتار، آنها را پذیرایی کردم و به هر یک مقداری کمک نمودم از این جهت خوشحال هستم. امام (علیه السلام) فرمود: به جان خودم سوگند که ترا این شادمانی شایسته است به شرط اینکه آن عمل را نابود نکرده باشی و یا بعد از این نابود نکنی. عرض کرد چگونه از بین ببرم با اینکه از شیعیان خالص شما می باشم. فرمود: هم اکنون نابود کردی. پرسید با چه خبر؟ فرمود: این آیه را بخوان «وَلا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْاِذی» صدقه های خود را با منت نهادن و آزار کردن باطل نکنید.عرض کرد من به آنهایی که کمک کردم نه منت گذاردم و نه آزاری رساندم. فرمود منظور هر نوع اذیتی است، در نظر تو آزردن آنهایی که کمک کرده ای مهمتر است یا آزردن فرشتگانی که مأمور تو هستند ویا آزردن ما؟! جواب داد آزردن شما و فرشتگان. امام فرمود: براستی مرا آزردی و صدقه خود را باطل کردی! پرسید: با چه کاری؟ فرمود: با همین سخنت که گفتی چگونه باطل کنم در حالیکه از شیعیان خالص شمایم. آیا می دانی شیعه خالص ما کیست؟ با تعجب گفت: نه، فرمود، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار، تو خود را با چنین اشخاصی برابر دانستی آیا با این سخن فرشتگان و ما را نیز نیازردی؟ عرض کرد: اَستَغْفِرُ الله وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ ، ای پسر رسول خدا پس چه بگویم؟ فرمود: بگو من از دوستان شمایم و دشمن دشمنانتان و دوست دوستانتان هستم. عرض کرد: همین را می گویم و همینطور نیز هستم و از آنچه گفتم که به واسطه نپسندیدن خدا مورد پسند شما و فرشتگان نیز نبود توبه کردم. امام جواد (علیه السلام) فرمود : اکنون ثوابهای از بین رفته صدقه ات بازگشت نمود.
· علی بن حسان واسطی می گوید تعدادی اسباب بازی همراه برداشتم و گفتم چون امام خردسال است آنها را برای آن حضرت هدیه می برم خدمت آن گرامی شرفیاب شدم و مردم مسائل خود را می پرسیدند و او پاسخ می داد چون پرسشهایشان پایان یافت و رفتند، امام (علیه السلام) برخاست و رفت، و من نیز به دنبال او رفتم و به وسیله خادمش اجازه ملاقات گرفتم و داخل شدم. سلام کردم جواب سلام دادند اما ناراحت بنظر می رسیدند و به من نیز اجازه نشستن ندادند، پیش رفتم و اسباب بازیها را نزد او نهادم، خشمگین به من نگاه کرد و اسباب بازیها را به چپ و راست پرتاب نمود و فرمود: ما لِهذا خَلَقَنیِ اللهُ ما اَنَا وَ اللَّعْبِ. خدا مرا برای بازی نیافریده است،. مرا با بازی چکار! من اسباب بازیها را برداشتم و از آن بزرگوار طلب بخشش کردم و او پذیرفت و مرا عفو کرد و بیرون آمدم
با حفظ مقدمات
قَالَ
لَهُ رَجُلٌ أَوْصِنِی قَالَ ع وَ تَقْبَلُ قَالَ نَعَمْ قَالَ : مردى بحضرت جواد
(ع) عرضکرد مرا سفارشى بفرما. امام (ع) فرمود مىپذیرى بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج75، ص: 358
1- تَوَسَّدِ الصَّبْرَ . تکیه بر صبر کن
تعریف صبر : تبدیل تهدیدها به فرصت ها
صبر : یک رفتار فعال است نه منفغل
صبر : عزت افرین است نه ذلت افرین
توسد : بالشت زیر سر ( برای ارامش )
صبر : نشانه داشتن افق وسیع است
2- وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ . و به فقر درآویز
- دست بگردن فقر انداختن و با او دوست شدن
- فقر یعنی احساس نیاز
- دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیمه شبی دفع صد بلا بکند
- المنه لله که در میکده باز است زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
- آب کم جو تشنگی اور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست
- انتم الفقراء الی الله
- لَقَدْ کانَ فِی یُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آیاتٌ لِلسَّائِلِین
3- وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ . و شهوات را رها کن
- شهوات در افراد مختلف شدت و ضعف دارد :
شهوت جنسی : زلیخا
شهوت قدرت : بنی امیه
شهوت عاطفی : مردایی که به محبت زن هاشون قانع نیست / برادان یوسف
شهوت کنجکاوی : غیبت . تجسس .
4- وَ خَالِفِ الْهَوَى . و مخالفت با هواى نفس نما
- أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواه
5- وَ اعْلَمْ أَنَّکَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَیْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ کَیْفَ تَکُون . و بدان که تو از دیده خدا مخفى نیستى، دقت کن چگونه باید باشى
- و لا یمکن الفرار من حکومتک
- خاطره ای از همسر شهید چمران : یادم هست اولین عید بعد از ازدواجمان - که لبنانی ها رسم دارند دور هم جمع میشوند - مصطفی موسسه ماند و نیامد خانه پدرم. آن شب از او پرسیدم: «دوست دارم بدانم چرا نرفتید؟» مصطفی گفت: «الان عید است. خیلی از بچهها رفتهاند پیش خانوادههاشان. اینها که رفتهاند، وقتی برگردند، برای این دویست سیصد نفری که در مدرسه ماندهاند تعریف میکنند که چنین و چنان. من باید بمانم با این بچهها ناهار بخورم، سرگرمشان کنم که اینها هم چیزی برای تعریف کردن داشته باشند.» گفتم: «خب چرا مامان برایمان غذا فرستاد، نخوردید؟ نان و پنیر خوردید.» گفت: «این غذای مدرسه است.» گفتم: « شما دیر آمدید. بچهها نمیدیدند شما چه خوردهاید.» اشکش جاری شد، گفت: «خدا که میبیند.»
مناسب برای وبلاگ نویسان تازه کار و حرفه ای
www.zlinks.ir
فقط برای افزایش بازدید