بانک موضوعات تبلیغی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

خدای نقد یا نسیه ؟!

دوشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۳، ۱۰:۳۱ ق.ظ


خدای نقد یا نسیه ؟!

 

·        خداوند اهل معامله ست

 

-       هابیل معامله کرد .

-       ابراهیم معامله کرد .

-       آسیه معامله کرد .

- إِنَ‏ اللَّهَ‏ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة

- یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ‏ أَدُلُّکُمْ‏ عَلى‏تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیم‏

- ظرفیت معامله را خداوند به انسان کرامت می کند

- بدترین مکان ( دنیا ) جای معامله با خداست :إِنَّمَا الدُّنْیَا سُوق‏ . خصال ج 1 ص 104

· معامله با دنیا بی ارزش است

- سود و زیان و مایه و مایه چو خواهد شدن ز دست

از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

· إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ‏ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ همانا قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم نمود، با آن که ما آنقدر از گنج‏ها (و صندوق جواهرات) به او داده بودیم که حمل کلیدهایش بر گروه نیرومند نیز سنگین بود. روزى قومش به او گفتند: مغرورانه شادى مکن، به درستى که خداوند شادمانان مغرور را دوست نمى‏دارد.

- من گرفتم که قمار از همه عالم بردی

دست آخر همه را باخته می باید رفت

· خداوند معمولا نقدی با کسی معامله نمی کند

- نَصْرٌ مِنَ‏ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیب‏

- وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین‏

- یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ‏ عَلَیْکُمُ‏الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون‏

- فَاتَّقُوا اللَّهَ ... لَعَلَّکُمْ‏ تُفْلِحُونَ

- اعْبُدُوا رَبَّکُمُ ... لَعَلَّکُمْ‏ تَتَّقُون‏

- وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی‏ عِنْدَکَ‏ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین

- علی اکبر سپس نزد پدر بازگشت و صدا زد: یا أبت! العطش قد قتلنى، و ثقل الحدید قد اجهدنى، فهل الى شربة ماء من سبیل؟، اى بابا!شدّت تشنگى جانم را به لب رسانده، و سنگینى اسلحه، مرا به زحمت انداخته، آیا جرعه آبى هست که به دستم رسد؟ امام حسین علیه السّلام گریه کرد و فرمود: وا غوثاه! یا بنىّ من این آتى بالماء ، آه از بى‏پناهى! اى پسر جانم از کجا آب بیاورم، برو اندکى با دشمنان جنگ کن، چقدر نزدیک است که با جدّت محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم دیدار کنى، او با کاسه‏اى پر از آب، تو را سیراب خواهد کرد، که پس از آن هرگز تشنگى وجود ندارد. على اکبر علیه السّلام به میدان بازگشت و جنگ بسیار شدید و نمایانى نمود، سرانجام منقذ بن مرّه عبدى آن حضرت را هدف تیر قرار داد، همین تیر موجب افتادن على اکبر علیه السّلام بر زمین شد صدا زد:یا ابتاه! علیک منّى السّلام، هذا جدّى یقرؤک السّلام و یقول لک: عجّل القدوم علینا، اى بابا! آخرین سلامم بر تو باد، اینک این جدّم است که سلام به تو مى‏رساند و به تو مى‏فرماید: زودتر به سوى ما بیا.

- امام حسین علیه السّلام به حرّ اجازه داد، حرّ به میدان شتافت و به نیکوترین وجه با دشمن جنگید به طورى که جماعتى از شجاعان و قهرمانان دشمن را کشت.سپس به شهادت رسید، پیکرش را نزد امام حسین علیه السّلام آوردند، حسین علیه السّلام خاک از صورت حرّ پاک مى‏کرد و مى‏فرمود:انت الحرّ کما سمّتک امّک، حرّ فی الدّنیا و حرّ فی الآخر

- شب عاشورا حسین بعد از اتمام اعلام وفاداری ها جایگاه بهشتی اصحاب ا به آنها نشان داد .

- قَالَ الرِّضَا ع مَنْ زَارَنِی عَلَى بُعْدِ دَارِی أَتَیْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی ثَلَاثَةِ مَوَاطِنَ حَتَّى أُخَلِّصَهُ مِنْ أَهْوَالِهَا إِذَا تَطَایَرَتِ الْکُتُبُ یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ عِنْدَ الْمِیزَان

- این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست

روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم ( روزی ) .

- ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی نوا را

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۰۳
سید رضا والا

نظرات  (۱)

از این نردبون نرو پایین!
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬گوش میدی چی میگم؟!! نرو پایین!
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬الو! نرو پایین!
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬بسه دیگه! نرو پایین!
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬آره؟ اینطوریه؟ اصلا برو...
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬هنوز کله شق هستی... نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬من دیگه باهات کاری ندارم
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ای بابا! گوش کن عزیزم نرو!
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬میشه لطفا گوش کنی؟!!
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬اشتباه میکنی اگه بری
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ببین، دیگه بهت نمیگما! نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ عجب! خواهش میکنم!
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬بیخیال نمیشی؟؟
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬فرصت آخره، نرو...
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
حالا که به حرفم گوش نکردی باید یه سر به من بزنی
کم تر از 4 تا نظرم ندیا.....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی